۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

هنر نزد ایرانیان است و بس








عرض ارادت خدمت مادرم که ...
طبق عادت زحمتی هم داشتم
احتمالا جناب کشاورزسراغ شعر را از شما می گیرد و آن شعر ها این هاست :

1
روی یک درخت
بک کبوتر سفید
برگ کوچکی ز شاخه چید

آن کبوتر سفید
بال زد پرید
توی آسمان آبی قشنگ.
ناگهان صدای جنگ
روی بال او نشست
بال کوچکش شکست .

ناگهان صدای جنک
توی خانه ای وزید
اشک دختری
روی دفترش چکید
رنگ و روی مادری پرید

دخترک از آن به بعد
مثل آن کبوتر سفید شد
نام کوچه شان
کوچه ی شهید شد

###########




2
اتل متل مو
یه دونه شامپو
زدم به موهام
موهای من کو ؟

ای داد بیداد
مامان نگا کن
کچل شدم من
زود آب رو وا کن

##########
3
اتل متل چشم
دماغ و ابرو
داداشی می گه
عینک من کو؟

اتل متل گوش
گلو و گردن
مامان بیارم
شال تو رو من؟

اتل متل سر
هوا چه سرده
روسری من
سیاه و زرده
###########
4
اتل متل برف
هوا جه سرده
دستکش و کاپشن
شال کی زرده ؟

اتل متل بومب
گلوله بازی
نخوره به کلت
یه وقت ببازی

اتل متل یخ
سر می خوریم ما
کجاس حواست؟
افتادی بپا !

اتل متل ها
یخ کرده دستام
مامان دستام رو
ها میکنه هام
!

هیچ نظری موجود نیست: