۱۳۸۸ اسفند ۲۴, دوشنبه

کنگره دفاع مقدس-اسفند 88 -شیراز

سلام
شنیده بودم شیراز پری رخان مه وش دارد
اما ندیدم و فهمیدم که :"احسن الشعر اکذبها" .به هر حال جای دوستان همیشه کنارم خالی است .حتی اگر این صفحه را نبینند که می دانم نمی بینند .خوبی اش هم این است -ندیدنشان را می گویم-که بی خیال همه می توانی برای خودت در دنیای مجازی تنها باشی .اگر سینا بود می گفت آخ غربتم !و آآآآی تنهایییییییییییی
این را هم بگویم که سیمین در خاطراتش می نویسد که آشنایی اش با جلال با همین مصراع شروع شد که خودش داستانی دارد که خواهم نوشت به شرط توفیق . انشاالله.


یحیی علوی فرد
هادی فردوسی-یحیی علوی فرد -بابک نیک طلب-حامد محققق




مهدی طراوتی- بابک نیک طلب -یحیی علوی فرد

۱۳۸۸ بهمن ۳, شنبه

۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

هنر نزد ایرانیان است و بس








عرض ارادت خدمت مادرم که ...
طبق عادت زحمتی هم داشتم
احتمالا جناب کشاورزسراغ شعر را از شما می گیرد و آن شعر ها این هاست :

1
روی یک درخت
بک کبوتر سفید
برگ کوچکی ز شاخه چید

آن کبوتر سفید
بال زد پرید
توی آسمان آبی قشنگ.
ناگهان صدای جنگ
روی بال او نشست
بال کوچکش شکست .

ناگهان صدای جنک
توی خانه ای وزید
اشک دختری
روی دفترش چکید
رنگ و روی مادری پرید

دخترک از آن به بعد
مثل آن کبوتر سفید شد
نام کوچه شان
کوچه ی شهید شد

###########




2
اتل متل مو
یه دونه شامپو
زدم به موهام
موهای من کو ؟

ای داد بیداد
مامان نگا کن
کچل شدم من
زود آب رو وا کن

##########
3
اتل متل چشم
دماغ و ابرو
داداشی می گه
عینک من کو؟

اتل متل گوش
گلو و گردن
مامان بیارم
شال تو رو من؟

اتل متل سر
هوا چه سرده
روسری من
سیاه و زرده
###########
4
اتل متل برف
هوا جه سرده
دستکش و کاپشن
شال کی زرده ؟

اتل متل بومب
گلوله بازی
نخوره به کلت
یه وقت ببازی

اتل متل یخ
سر می خوریم ما
کجاس حواست؟
افتادی بپا !

اتل متل ها
یخ کرده دستام
مامان دستام رو
ها میکنه هام
!

۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۲, شنبه